سخنان البرت انیشتین

 

عکس های منتشر نشده و جالب از انیشتین!

 

هر احمقی می تواند چیزها را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند؛ برای حرکت در جهت عکس، به کمی نبوغ و مقدار زیادی جرات نیاز است.



دست خود را یک دقیقه روی اجاق داغ بگذارید، به نظرتان یک ساعت خواهد آمد. یک ساعت در کنار دختری زیبا بنشینید، به نظرتان یک دقیقه خواهد آمد؛ این یعنی "نسبیت".


فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد.

عاشق سفر هستم ولی از رسیدن متنفرم.
عکس های منتشر نشده و جالب از انیشتین!
من هوش ِ خاصی ندارم، فقط شدیدا کنجکاوم.

سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید.

دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطر کسانی که شرارتها را می بینند و کاری در مورد آن انجام نمی دهند.

یکی از قویترین عللی که منجر به ورود آدمی به عرصهء علم و هنر می شود فرار از زندگی روزمره است.

مثال زدن، فقط یک راه دیگر آموزش دادن نیست؛ تنها راه آن است.

حقیقت آن چیزی است که از آزمون تجربه، سربلند بیرون آید. زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید حرکت کنید.

عکس های منتشر نشده و جالب از انیشتین!

چرا دوندگان خلاف عقربه‌های ساعت می‌دوند؟

 

تصور براین است كه راست‌دست‌ها و راست‌پاها -كه اكثریت مردم جهان را تشكیل می‌دهند- در خلاف جهت حركت عقربه‌های ساعت راحت‌تر می‌دوند.

فیزیكدانان می‌گویند جلو گذاشتن پای راست و كج كردن بدن در سرپیچ برای دونده‌ راست ‌پا آسانتر است و قدرت و تعادل بیشتری نسبت به حركت در جهت عقربه‌های ساعت فراهم می‌كند.

اما تمام ماجرا این نیست؛ سگ‌ها و اسب‌ها – كه راست یا چپ دستی در آنها وجود ندارد- نیز در مسابقات‌شان خلاف جهت حركت عقربه‌های ساعت می‌دوند. در مسابقات اتومبیل‌رانی نیز چرخش در همین جهت مرسوم است.

حركت در جهت خلاف عقربه‌‌های ساعت و گذر از مقابل تماشاگران و افراد مسئول نظارت بر مقررات و ثبت زمانها(كه صفحه‌های نمایش آن از چپ به راست است) برای آنها طبیعی‌تر به نظر می‌رسد.

به هر حال اگر قرار باشد یكی از دو جهت چرخش به عنوان معیار بین‌المللی انتخاب كرد، حركت در خلاف جهت عقربه‌های ساعت طرفداران بسیار بیشتری دارد.

 

آیا وزن در استوا تغییر می‌ كند؟

شاید تعجب كنید اما در استوای كره زمین نیروی جاذبه كمتری بر شما وارد می‌شود؟

كشش جاذبه‌ای كه یك شیء بر روی شیء دیگر وارد می‌كند هم به جرم‌های آن دو و هم فاصله آنها از هم بستگی دارد.

كره زمین دارای یك برجستگی در استواست كه در نتیجه چرخش سیاره و تمایل اجسام متحرك به ادامه ‌دادن خط مستقیم بوجود می‌آید.(گاهی آن را اشتباها "نیروی گریز از مركز" می‌نامند، اما در واقع نمودی از قوانین حركت نیوتن است.)


هنگامی كه شما بر روی خط استوا می‌ایستید، فاصله بیشتری با حجم توده كره زمین دارید كه در قطب‌ها قرار دارد، بنابراین سیاره كشش كمتری بر شما وارد می‌آورد.

اما اگر چاق هستید خیال نكنید اگر به برزیل بروید از وزن اضافه خلاص خواهید شد: وزن یك شیء در استوا تنها نیم درصد از وزنش در قطبین كمتر است. یعنی برای یك آدم 100 كیلویی تنها نیم كیلوگرم

کهکشان آندرومرا با یکصد میلیارد خورشید!

 

در این عکس باشکوه، تصویر کهکشان مشهور آندرومدا را مشاهده میکنید. این کهکشان که یکی از کهکشان های همسایه ما محسوب میشود تقریباً ۲٫۲ میلیون سال نوری از ما فاصله دارد.

… پهنای این کهکشان بیش از یکصد هزار سال نوری است و بیش از یکصد میلیارد خورشید را در خود جای داده است. البته این یکصد میلیارد خورشید تنها بخش کوچکی از آندرومدا را تشکیل میدهند چراکه این کهکشان تقریباً ۱۰ برابر بیش از این مقدار دارای ماده ناشناخته ای است که منشأ و ماهیت آن هنوز برای بشر ناشناخته است. این ماده اسرارآمیز – موسوم به ماده تاریک – کل این کهکشان را همانند هاله ای کروی شکل در بر گرفته است. البته از آنجائیکه این هاله تاریک هیچگونه نوری از خود گسیل نمیکند بنابراین در این عکس هم چیزی از آن دیده نمیشود اما اخترشناسان با اندازه گیری سرعت چرخش این کهکشان و با استفاده از تأثیرات گرانشی این ماده اسرارآمیز به وجود آن پی برده اند.

برای آنکه به عظمت این کهکشان بیشتر پی ببرید به این نکته توجه داشته باشید که اگر انسان ها از دوران باستان (مثلاً از زمانی که اهرام مصر در حال ساخته شدن بود) شروع به شمارش خورشیدهای این کهکشان میکردند و نسل ها پشت سر هم به این شمارش ادامه داده بودند و هیچ کاری هم جز شمارش نداشتند، هنوز هم بعد از گذشت چند هزار سال این شمارش به پایان نرسیده بود!
و به خاطر داشته باشیم که کهکشان آندرومدا تنها یک کهکشان متوسط از میان میلیاردها کهکشان موجود در جهان است .

کدام جانور مي تواند روي آب راه برود؟

حشرات ريزي مثل عنکبوت آبي که بي نهايت سبک هستند، مي توانند روي آب راه بروند. اين حشرات ريز به دليل وجود نيرويي به نام کشش سطحي است که مي توانند روي آب بمانند. اين نيرو سطح آب را مي کشد و روي آب چيزي شبيه پوسته تشکيل مي دهد.
قطره هاي باران کاملا گرد نيستند. بلکه قسمت زير آنها مسطح است

ایده ای جالب برای آموزش نجوم

اگر به خاطر قطعه پنچم شیرینی که بعد از شام میل نموده اید، احساس گناه میکنید شاید بخواهید از وزن کردن خودتان به گونه ای طفره روید، اما آیا دوست ندارید که با این وزنه آموزشی، وزن خودتان را اندازه بگیرید؟ این وزنه برای آموزش و شناخت بیشتر کودکان از منظومه شمسی ساخته شده، اما مهم تر از آن میتواند تاثیر گرانش هر سیاره را نیز محاسبه کند.

اگر شما روی یکی از هشت سیاره قدم بگذارید به شما تاثیرات قلبی عروقی و برخی مشخصات بدن تان در فضا داده خواهد شد! این وزنه 50 دلاری وزن شما را برحسب هر سیاره بیان میکند. مثلا در اولین قدم وزن خودتان را روی زمین اندازه گیری می کنید و با وزن کردن روی سیاره های دیگر متوجه خواهید شد که وزن شما برحسب جاذبه های دیگر کرات دارای چه نوسانی خواهد بود.

اگر شما واقعا به خاطر چاقی و پرخوری خودتان دچار عذاب وجدان شده اید بهتر است به سیاراتی دیگر مانند مریخ، ونوس و یا ماه سفر کنید که نیروی گرانش آنها از زمین کمتر است. اما لطفا از رفتن به سیاره مشتری اجتناب کنید زیرا ممکن است وزن شما به به اندازه ای زیاد شود که خود را با یک غول کوچک اشتباه بگیرید.

برگ امتحانی

همه چیز درباره مثلث برمودا

مثلث برمودا محلي است وهم‌انگيز که در آن صدها هواپيما و کشتي در هوا و دريا ناپديد شده‌اند.
بيش از هزار نفر در اين منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اينکه حتي يک جسد
يا قطعه پاره‌اي از يک هواپيما يا کشتي مفقود شده، به جا مانده باشد.


موقعيت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعاً يک مثلث نيست، بلکه شباهت بيشتري به يک بيضي (و شايد هم دايره‌اي بزرگ) دارد که در روي بخشي از اقيانوس اطلس در سواحل جنوب شرقي آمريکا واقع است. رأس آن نزديک برمودا و قسمت انحناي آن از سمت پايين فلوريدا گسترش يافته و از پورتوريکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از ميان درياي سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافيايي در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روي خطي که شمال حقيقي و شمال مغناطيسي بر يکديگر منطبق مي‌گردند. در اين نقطه هيچ انحرافي در قطب نما محاسبه نمي‌شود.
در غرب اقيانوس اطلس، در آن سوي سواحل جنوب شرقي ايالات متحده ، ناحيه ‌اي وجود دارد كه به شكل مثلث است . اين ناحيه از برمودا در شمال آغاز مي‌شود و تا قسمت جنوبي فلوريدا امتداد مي‌يابد ، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزاير باهاما و پورتوريكو، به طول جغرافيايي 40 درجه به سمت غرب كشيده مي‌شود و دوباره به برمودا باز مي‌گردد.

مثلث برمودا محلي است وهم‌انگيز که در آن صدها هواپيما و کشتي در هوا و دريا ناپديد شده‌اند.
بيش از هزار نفر در اين منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اينکه حتي يک جسد
يا قطعه پاره‌اي از يک هواپيما يا کشتي مفقود شده، به جا مانده باشد.


موقعيت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعاً يک مثلث نيست، بلکه شباهت بيشتري به يک بيضي (و شايد هم دايره‌اي بزرگ) دارد که در روي بخشي از اقيانوس اطلس در سواحل جنوب شرقي آمريکا واقع است. رأس آن نزديک برمودا و قسمت انحناي آن از سمت پايين فلوريدا گسترش يافته و از پورتوريکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از ميان درياي سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافيايي در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روي خطي که شمال حقيقي و شمال مغناطيسي بر يکديگر منطبق مي‌گردند. در اين نقطه هيچ انحرافي در قطب نما محاسبه نمي‌شود.
در غرب اقيانوس اطلس، در آن سوي سواحل جنوب شرقي ايالات متحده ، ناحيه ‌اي وجود دارد كه به شكل مثلث است . اين ناحيه از برمودا در شمال آغاز مي‌شود و تا قسمت جنوبي فلوريدا امتداد مي‌يابد ، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزاير باهاما و پورتوريكو، به طول جغرافيايي 40 درجه به سمت غرب كشيده مي‌شود و دوباره به برمودا باز مي‌گردد.

مثلث برمودا محلي است وهم‌انگيز که در آن صدها هواپيما و کشتي در هوا و دريا ناپديد شده‌اند.
بيش از هزار نفر در اين منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اينکه حتي يک جسد
يا قطعه پاره‌اي از يک هواپيما يا کشتي مفقود شده، به جا مانده باشد.


موقعيت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعاً يک مثلث نيست، بلکه شباهت بيشتري به يک بيضي (و شايد هم دايره‌اي بزرگ) دارد که در روي بخشي از اقيانوس اطلس در سواحل جنوب شرقي آمريکا واقع است. رأس آن نزديک برمودا و قسمت انحناي آن از سمت پايين فلوريدا گسترش يافته و از پورتوريکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از ميان درياي سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافيايي در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روي خطي که شمال حقيقي و شمال مغناطيسي بر يکديگر منطبق مي‌گردند. در اين نقطه هيچ انحرافي در قطب نما محاسبه نمي‌شود.
در غرب اقيانوس اطلس، در آن سوي سواحل جنوب شرقي ايالات متحده ، ناحيه ‌اي وجود دارد كه به شكل مثلث است . اين ناحيه از برمودا در شمال آغاز مي‌شود و تا قسمت جنوبي فلوريدا امتداد مي‌يابد ، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزاير باهاما و پورتوريكو، به طول جغرافيايي 40 درجه به سمت غرب كشيده مي‌شود و دوباره به برمودا باز مي‌گردد.
اين ناحيه كه به مثلث برمودا معروف است، در ليست رازهاي ناشناخته جهان به مكاني اضطراب انگيز و باور نكردني به ثبت رسيده است . در اين مكان بيش از صدها هواپيما وكشتي بدون آنكه كوچكترين اثري از آنان باقي بماند ، ناپديد شده‌اند. اغلب اين حوادث از سال 1945 به بعد روي داده است ،و در طول 26 سال اخير بيش از 1000 نفر در اين ناحيه از جهان جان خود را از دست داده اند ، بي آنكه حتي اثري از جسد يكي از آنها يا نشانه اي از بقاياي هواپيماها و كشتي‌هاي ناپديد شده باقي مانده باشد .
وينسنت گاديس که مثلث برمودا را نامگذاري کرده، آن را به صورت زير توصيف مي‌کند: « يک خط از فلوريدا تا برمودا ، ديگري از برمودا تا پورتويکو مي‌گذرد و سومين خط از ميان باهاما به فلوريدا بر مي‌گردد.
اين محل فتنه‌انگيز و تقريبا باور نکردني اسرار غير قابل توصيف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتيجه ناپديد شدن 6 هواپيماي نيروي دريايي همراه با تمام سرنشينان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از اين هواپيماها به دنبال اجراي مأموريتي عادي و آموزشي ، در منطقه مثلث ، پرواز مي‌کردند که با ارسال پيامهايي عجيبي درخواست کمک کردند. هواپيماي ششم براي انجام عمليات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپيما به طرز فوق‌العاده مشکوکي مفقود شدند.
آخرين پيامهاي مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکي از وضعيت غير عادي ، عدم روئيت خشکي ، از کار افتادن قطب نماها يا چرخش سريع عقربه آنها و اطمينان نداشتن از موقعيتشان بود. اين در حالي بود که شرايط جوي براي پرواز مساعد بود و خلبانان و ديگر سرنشينان افرادي با تجربه و ورزيده بودند. با وجود مدتها جستجو هيچ اثري از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاري از اجسام شناور ، خدمه يا تجمع مشکوکي از کوسه‌ها ديده نشد. هيچ حادثه‌اي چه قبل و چه بعد از آن ، تا اين حد حيرت‌آورتر از ناپديد شدن دسته جمعي هواپيماهاي مذکور نبوده است. در حوادثي مشابه در اين منطقه ‌قايقها و کشتيهايي مفقود شده‌اند (قربانيان مثلث برمودا)، در برخي موارد هم فقط خدمه و سرنشينان ناپديد گشته‌اند.


منطقه وحشت
همه روزه هواپيماهاي متعددي بر فراز مثلث برمودا پرواز مي‌کنند. کشتيهاي بزرگ و کوچک در آبهاي آن در حال ترددند و افراد زيادي براي بازديد ، به اين منطقه مسافرت مي‌کنند، بدون آنکه اتفاقي بيفتد. از طرف ديگر ، در درياها و اقيانوسها در سراسر دنيا ، کشتيها و هواپيماهاي زيادي مفقود شده و مي‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقيه مناطق تفکيک شده است. علت اين است که اولاً هيچ اميدي براي يافتن حتي اثر و نشانه‌اي وجود ندارد. ثانياً در هيچ منطقه ديگر چنين ناپديد شدنهاي بي دليل ، بيشمار و نامعلوم روي نداده و به اين خوبي ثبت نشده است.


راز مثلث برمودا

يك ژئوفيزيكدان روسي مدعي كشف راز «مثلث برمودا» شد

 

يك دانشمند ژئوفيزيك ساكن شهر وارونژ روسيه مدعي كشف علت طبيعي روي دادن حوادث ناگوار در منطقه «مثلث برمودا» شد.

«ولاديسلاو بوكريف» در اين زمينه گفت: ويژگي عجيب مثلث برمودا توسط طبيعت برنامه‌ريزي شده است كه يكي از شعبات جريانات گرم گلف‌استريم، با گردش در جهت عقربه هاي ساعت در منطقه درياي «سارگاسوف»، با جهش در ساحل فلوريدا به سمت عرض شمالي بالا روي مي دهد.

اين حركت به ياد آورنده پرتاب كننده ديسكي مي باشد كه در آغاز خود مي چرخد و تنها در لحظه اي كه بالاترين سرعت زاويه‌يي را بدست آورد، ديسك را به جلو پرتاب مي كند.

برمودا، گودالي مستقل و عظيم است. جريانات حلقه‌يي آن، مشروط به اشكال خطوط ساحلي و عمق كم آن است كه تا 26 متر مي باشد.

به نظر وي وجود ميكرو و ماكرو گودال هايي در اين منطقه، مولد آشفتگي هاي جاذبه‌يي و مغناطيسي مي باشد كه در نتيجه آن دستگاه ها از كار افتاده و ارگانيزم انسان سنگيني‌اي را تحمل مي كند كه گاهي مرگ‌بار است.

وي مي گويد: از آنجايي كه در اين منطقه، گردش آب در جهت عقربه‌هاي ساعت است، برمودا همانند گرداب اشيا را به سمت خود مي كشد، يعني بردار جاذبه به سمت عمق دريا و مركز زمين است.

به گفته اين دانشمند روسي، برمودا براي وسايط نقليه هوايي و دريايي تنها در زمان وقوع جزر در دريا خطرناك است. در اين فاز، ابتدا گودال هاي آبي و پس از آن گودال هاي هوايي پديدار مي شوند. اين وضعيت همانند فنجاني است كه به طور ناگهاني انتهاي آن را باز كنند. آب به سمت شكاف حركت مي كند و حركتي گردشي به خود مي گيرد و در امتداد خود، جريان هوايي را مي راند.

اين دانشمند ژئوفيزيك روسيه مي افزايد: با دانستن فاز جريان مد و ويژگي تشكيل جريانات، مي توان روشي را ايجاد كرد كه وقوع حادثه را در اين مثلث ناآرام، همچنين در ساير نقاط خطرناك جهان هشدار دهد.

منطق در لغت به معنی کلام و گفتار است.
اما در تعریف مصطلح فلاسفه و منطق دانان، منطق به معنی قانون صحیح فکر کردن است و راه و روش صحیح فکر کردن و درست اندیشیدن و نتیجه گیری کردن را می آموزد.
به همین دلیل است که این علم، منطق نامیده می شود؛ زیرا از واژه نطق مشتق شده که به معنی سخن گفتن، ادراک کلیات و نفس ناطقه انسانی اطلاق می شود.
به سخن دیگر، قواعد و قوانین منطقی به منزله یک مقیاس و معیار و ابزاری برای سنجش است که هر گاه بخواهیم درباره موضوعی؛ اعم از علمی، فلسفی و یا حتی امور روزمره زندگی، تفکر و استدلال کنیم، باید استدلال ها و استنتاج های خود را با این مقیاس و معیار بسنجیم و ارزیابی کنیم تا به طور غلط نتیجه گیری نکنیم.


نخستین کسی که قواعد ذهن آدمی را به دست آورد و با ترتیبی خاص و منظم، مدون ساخت و بسیاری از قوانین آن را خصوصا در مبحث قیاس، با دقت اعجاب انگیز و ابتکار خویش استخراج کرد، ارسطو است.

باید به یک نکته مهم توجه داشت و آن این که درست نیست ارسطو را موسس و سازنده یا خالق منطق بخوانیم؛ زیرا منطق، قواعد ذهن انسانی است که همه انسان ها بر اساس این قواعد، فکر و استدلال می کنند و زندگی خود را بر پایه آن ها بنا نهاده اند.
به عبارت دیگر، منطق همانند قواعد و قوانین طبیعی است که در تمامی اشیا و جانداران، برقرار است و دانشمندان، می کوشند تا این قوانین را به دست آوردند. ا

ارسطو تنها کاری که کرد، این بود که این قواعد را با جهد و کوشش فکری بسیار، استخراج کرد و آن ها را منظم و مدون ساخت.
شاهد این امر، این که خود وی این دانش را تحلیل نامید؛ یعنی چیزی وجود داشته و سپس او به تجزیه و تحلیل آن پرداخته است.

عنوان منطق را اولین بار، شارحان آثار ارسطو به این فن اطلاق کردند و بعد از اسکندر افرودیسی، استعمال لفظ منطق برای این علم، عمومیت یافت.
متفکران مسلمان، برای منطق، ارزش و اعتبار بالایی قائل بودند و گاهی آن را منطق و گاهی میزان می نامیدند.
چنانکه در نظر فارابی، این علم در راس تمام علوم جای دارد؛ زیرا احکام و قوانین منطقی در تمام علوم و رشته ها جاری و برقرار است.

و در نظر غزالی، منطق، معیار است برای هر علمی و نزد برخی دیگر از فلاسفه، منطق، هنر اندیشیدن است.

منطق چیست؟


دانشجویی پس از اینکه در درس منطق نمره نیاورد به استادش گفت:
قربان شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید ؟
استاد جواب داد بله حتما . در غیر این صورت نمی توانستم یک استاد باشم .
دانشجو ادامه داد بسیار خوب من مایلم از شما یک سوال بپرسم ، اگر جواب صحیح را دادید من نمره ام را قبول می کنم در غیر این صورت از شما می خواهم نمره کامل این درس را به من بدهید .
استاد قبول کرد و دانشجو پرسید :آن چیست که قانونی است ولی منطقی نیست .منطقی است ولی قانونی نیست ، و نه قانونی است و نه منطقی ؟
استاد پس از تاملی طولانی نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره کامل را به آن دانشجو بدهد .
مدتی بعد استاد با بهترین شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسید و شاگردش بلافاصله جواب داد
قربان شما 63 سال دارید و با یه خانم 35 ساله ازدواج کردید که البته قانونی است ولی منطقی نیست همسر شما یک معشوقه 25 ساله دارد که منطقی است ولی قانونی نیست . و این حقیقت که شما به معشوقه همسرتان نمره کامل دادید در صورتی که باید آن درس را رد می شد نه قانونی است و نه منطقی!

آیا تحمل شنیدن صدای قرص اویلر را دارید؟

خبر آنلاین: قرص اویلر، ابزار ساده‌ای است که برای بررسی دینامیک سیستم‌های چرخان به کارمی‌رود. مشابه این آزمایش را بارها دیده‌اید، وقتی که سکه‌ای را روی میز صاف می‌چرخانید و منتظر می‌مانید تا سکه آرام‌آرام به روی زمین بیفتد.

قرص اویلر درواقع یک استوانه پهن (و کم‌ارتفاع) از فولاد است که روی سطح فولادی با اندکی تعقر که کاملا پرداخت شده و با کروم پوشانده شده، قرار می‌گیرد. وقتی این قرص را روی این سطح کم‌اصطکاک به دوران درمی‌آورید، ترکیب نیروهای جانب به مرکز و گرانش باعث می‌شود حرکت‌های مختلفی مانند تقدیم، رقص محوری و ... در این دوران اتفاق بیفتد.

اگر نیروی مقاومی وجود نداشت، این قرص برای همیشه به همین وضعیت دوران می‌کرد، اما وجود اصطکاک غلتشی و نیروی مقاومت هوا باعث می‌شود این حرکت آرام آرام میرا شده و قرص سقوط کند؛ البته آزمایش‌های انجام ده در خلأ نشان داده که اثر مقاومت هوا بسیار کم است.

یکی از اثرات جانبی این پدیده، تغییر بسامد صدای تماس لبه قرص اویلر روی سطح مقعر است که با گذشت زمان و کم‌تر شدن دامنه نوسان، ریزتر می‌شود و در پایان به‌طور ناگهانی قطع می‌شود.

دانلود کلیپ


همه چیز درباره آهنربا

 

1-آيا نیروی مغناطيسي وجود دارد؟

بله اگر اهنربايي را در دست بگيريم و به اجسام آهني نزديک کنيم احساس ميکنيم که دست ما به طرف جسم کشيده ميشود اين امر وجود نيروي مغناطيسي را نشان ميدهد

2-آزمايشي طراحي کنيد که وجود نيروي مغناطيسي را ثابت کند؟

دو آهنربا را در دو دست خود نگه ميداريم و آنها را به هم نزديک ميکنيم اگر دو قطب همنام به هم نزديک شوند احساس ميکنيم که نيرويي دستهاي ما را از هم دور ميکند و بالعکس .

آزمايش دوم نزديک کردن سنجاقها به آهنربا که باعث ربايش سنجاقها توسط آهنربا ميشود.

3-آيا تک قطبي مغناطيسي وجود دارد؟

خير-هر اهنربايي را اگر به اندازه يک مولکول کوچک کنيم (خرد کنيم) باز هم داراي دو قطب ميباشد يعني تک قطبي مغناطيسي وجود ندارد هرچند که طبق يک نظريه در زمانهاي خيلي دور زماني که حرارت جهان بسيار زياد بوده تک قطبي هم وجود داشته است اما امروزه از بين رفته اند.

4-اهن ربا از چه ساخته شده است؟

آهنربا از ماده اي بنام کاني مگنتيت fe3o4 که آهن را ميربايد ساخته شده است

5-آهنربا چيست؟

آهنربا يک ماده مغناطيسي است که با نزديک شدن به قطعاتي از اهن و کبالت آنها را به سمت خود مي کشاند.

ادامه نوشته

قطب نما

 

http://wiki.pakoob.com/images/6/61/Compass.jpg

قطب نما، وسيله اي است كه به ما كمك مي‌كند

تا شمال و جنوب را تعيين كنيم.

يك آهن رباي كوچك به يك انتهاي سوزن متصل شده

و انتهاي ديگر آن طوري تنظيم شده

كه سوزن به راحتي بچرخد. آهن ربا سوزن

را در راستاي ميدان مغناطيسي زمين به

خط مي‌كند. يك انتهاي سوزن (كه اغلب به رنگ قرمز است)

شمال را نشان ميدهد. در حاليكه انتهاي ديگر جنوب را نشان

ميدهد. وقتي سوزن شمال را نشان ميإهد قطب نما

را طوري بچرخانيد كه شمال روي، آن با جهتي

كه عقربه نشان ميدهد منطبق شود.

حالا شما مي‌توانيد به راحتي جهت را بيابيد.

چرا باید قطب نما را در نزدیکی اجسام فلزی قرار نداد؟

compass

توضیح : در اصل قطب نما يک ميله مغناطيسی (آهنربايی) است که به شکل يک عقربه در آمده و در داخل يک محفظه‌ي محافظ، از مرکزش آويزان است. دور تا دور اين محفظه، داراي عددهايي هست که هر كدام بخشي از 360 درجه‌ي يک دايره‌ي کامل را نشان مي‌دهد. نوع قرار گرفتن عقربه‌ی قطب نما، زاويه‌های اصلی و سمت و سوي جهت‌ها در دور تا دور، محل قرار گرفتن قطب نما را نشان میدهد. اين عقربه چون آهنرباست، هميشه در راستای شمال و جنوب جغرافيايی قرار مي‌گيرد. قطب‌هاي ناهمنام اين عقربه و زمين (که هر دو از جنس آهنربا هستند) به سمت هم قرار میگيرند ولی چون قطب‌هاي مغناطيسی زمين در دو سمت جنوب و شمال خود بي‌حركت هستند، پس عقربه بعد از ثابت ماندن، دقيقاً در راستای شمال و جنوب می ايستد و به اين دليل جهت عقربه، جهت شمال جغرافيايی را نشان میدهد.
اين اصل در همه جاي کره‌ي زمين و در هر لحظه از شبانه روز صادق است. به اين دليل است كه قطب‌نما وسيله‌ای لازم براي تمام افرادی است كه به جهت يابی نياز دارند؛ افرادي مثل دريانوردان، گردشگران و کوهنوردان.

الکتریسیتهٔ ساکن

پیش از سال ۱۸۳۲، که در آن مایکل فاراده نتایج آزمایش خود در زمینهٔ ماهیت الکترونیک را منتشر کرد، فیزیکدان‌ها تصور می‌کردند که «الکتریسیتهٔ ساکن» با سایر بارهای الکتریکی تفاوت دارد. مایکل فاراده ثابت کرد که الکتریسیتهٔ القا شده به وسیلهٔ آهن‌ربا، الکتریسیتهٔ ولتاییک تولید شده به وسیلهٔ باتری، و الکتریسیتهٔ ساکن همگی یکسان هستند. الکتریسیتهٔ ساکن معمولاً هنگامی ایجاد می‌شود که مواد خاصی، مانند پشم و پلاستیک، و یا کف کفش و قالی، به یکدیگر مالیده شوند. این فرایند سبب می‌شود که الکترون‌ها از سطح یک ماده کشیده شده و بر روی سطح مادهٔ دیگر قرار گیرند. یک شوک استاتیک زمانی اتفاق می‌افتد که سطح مادهٔ دوم، که به سبب الکترون‌ها دارای بار منفی شده‌است، با سطح یک مادهٔ رسانای دارای بار مثبت تماس یابد، یا بر عکس. از الکتریسیتهٔ ساکن در فتوکپی، فیلترهای هوا، و برخی از رنگ‌های اتومبیل استفاده می‌شود. الکتریسیتهٔ ساکن نتیجهٔ ایجاد بار بر روی دو سطحی است که از هم جدا شده‌اند. برخی از قطعات الکتریکی ممکن است بر اثر الکتریسیتهٔ ساکن به سادگی آسیب ببینند. برای جلوگیری از این امر، سازندگان قطعات از برخی از وسایل ضد الکتریسیتهٔ ساکن استفاده می‌کنند.

القای بار

القای بار هنگامی اتفاق می‌افتد که یک جسم دارای بار منفی سبب رانش الکترون‌ها از سطح جسم دیگری می‌شود. این امر ناحیه‌ای در جسم دوم ایجاد می‌کند که دارای بار مثبت‌تری است. سپس یک نیروی جاذبه بین دو جسم اعمال می‌شود. برای نمونه، هنگامی که یک بادکنک مالش داده می‌شود، در نتیجهٔ ایجاد نیروی جاذبه بین دو سطح (بادکنک و دیوار) که دارای بارهای الکتریکی مخالف هستند، بادکنک به دیوار می‌چسبد (سطح دیوار به دلیل القای بار دارای بار الکتریکی می‌شود. این امر به این ترتیب اتفاق می‌افتد که الکترون‌های آزاد موجود بر سطح دیوار به وسیلهٔ بادکنک دارای بار منفی رانده می‌شوند و به این ترتیب سطح دیوار دارای بار مثبت می‌شود که به سطح بادکنک که دارای بار منفی است نیروی جاذبه اعمال می‌کند).

خنثی‌سازی بار

آشناترین شکل پدیده‌های الکترو استاتیک طبیعی، ایجاد اذیت برای انسان در فصول دارای رطوبت کم است. اما این پدیده‌ها می‌توانند در برخی از شرایط، مخرب و مضر باشند (مانند ساخت قطعات الکترونیکی). هنگام کار در تماس مستقیم با مدارهای مجتمع الکترونیکی (به ویژهMOSFETهای ظریف)، یا در حضور گازهای قابل اشتعال، باید احتیاط شود که از ذخیره شدن و سپس تخلیهٔ ناگهانی بار الکتریکی ساکن جلوگیری شود.

مولدهای الکترو استاتیک

وجود عدم تعادل در بار سطحی به این معنی است که اشیا، نیروهای جاذبه یا دافعه از خود نشان می‌دهند. این عدم تعادل بار سطحی، که الکتریستهٔ ساکن تولید می‌کند، می‌تواند به وسیلهٔ تماس و سپس جدایش دو سطح با جنس مختلف، بر اثر پدیدهٔ باردار شدن الکتریکی تماسی و اثر تریبو الکتریک تولید شود. مالش دو جسم نارسانا مقدار زیادی الکتریستهٔ ساکن تولید می‌کند. این تنها بر اثر اصطکاک نیست؛ دو سطح نارسانا را می‌توان تنها با قرار دادن روی هم دارای بار الکتریکی کرد. از آنجا که بیشتر سطوح، ناهموار هستند، باردار شدن الکتریکی از راه تماس نسبت به مالش زمان بیشتری می‌برد. مالش دو جسم به هم مقدار تماس چسبنده را بین آن دو افزایش می‌دهد. معمولاً نارساناها، یعنی موادی که الکتریسیته را هدایت نمی‌کنند، بار سطحی را هم خوب تولید کرده و هم خوب نگه می‌دارند. مثال‌هایی از این مواد عبارتند از لاستیک، پلاستیک، شیشه، و مادهٔ سفید رنگ موجود در پوست پرتقال. مواد رسانا، به جز مواردی که مثلاً یک سطح فلزی به وسیلهٔ نارساناهای جامد یا مایع تحت تأثیر قرار می‌گیرد، به ندرت عدم تعادل بار الکتریکی ایجاد می‌کنند. باری که هنگام باردار شدن الکتریکی منتقل می‌شود، بر روی سطح جسم ذخیره می‌شود. مولدهای الکتریسیتهٔ ساکن، دستگاه‌هایی‌که ولتاژهای خیلی بالا در جریان خیلی پایین تولید کرده و برای نمایش پدیدهٔ الکترو استاتیک در کلاس درس مورد استفاده قرار می‌گیرند، بر این اثر تکیه دارند. توجه کنید که وجود جریان الکتریکی نه از نیروهای الکترو استاتیک و نه از جرقه زدن، تخلیهٔ کرونا، و پدیده‌های دیگر جلوگیری نمی‌کند. هر یک از این پدیده‌ها می‌توانند هم‌زمان با جریان الکتریکی در یک سیستم وجود داشته باشند.

سری‌های تریبو الکتریک

اثر تریبو الکتریک " نوعی از باردار شدن الکتریکی بر اثر تماس است که در آن، برخی از مواد هنگامی‌که با مادهٔ دیگری تماس یافته و سپس از آن جدا می‌شوند، دارای بار الکتریکی می‌شوند. یکی از مواد دارای بار مثبت شده و دیگری باری منفی با همان اندازهٔ بار مثبت مادهٔ دیگر خواهد داشت. قطبیت و میزان بارهای تولید شده بسته به جنس مواد، ناهمواری سطح، دما، کرنش، و سایر مشخصات تغییر می‌کنند. به عنوان مثال، کهربا می‌تواند بر اثر اصطکاک با ماده‌ای مانند پشم دارای بار الکتریکی شود. این ویژگی، که برای نخستین بار به وسیلهٔ تالس ثبت شد، نخستین پدیدهٔ الکتریکی بود که به وسیلهٔ بشر مورد بررسی قرار گرفت. نمونه‌هایی از مواد دیگر که وقتی به هم مالیده شوند می‌توانند دارای بار قابل ملاحظه‌ای شوند عبارتند از شیشه‌ای که با ابریشم مالیده شود، و لاستیک سفتی که با خز مالیده شود.

تقریب الکترو استاتیکی

اعتبار تقریب الکترواستاتیک بودن بر این فرض استوار است که میدان الکتریکی، «غیر چرخشی» است:

\vec{\nabla}\times\vec{E} = 0.

با توجه به قانون فاراده، این فرض متضمّن عدم وجود (یا عدم وجود تقریبی) میدان مغناطیسی متغیر با زمان است:

{\partial\vec{B}\over\partial t} = 0.

به بیان دیگر، تقریب الکترواستاتیک بودن نیاز ندارد که میدان مغناطیسی یا جریان الکتریکی وجود نداشته باشد، بلکه اگر میدان مغناطیسی یا جریان الکتریکی وجود داشته باشد، باید با زمان تغییر نکند، یا در بدترین حالت، باید تغییرات آن با زمان بسیار کند باشد. در برخی از مسائل، برای پیش‌بینی دقیق هم به الکترو استاتیک و هم به مگنتو استاتیک نیاز است. اما در این حالت می‌توان از تزویج بین این دو چشم‌پوشی کرد.


انرژی الکتروستاتیک

می توان مقدار اترژی ذخیره شده تاشی از وجود یک توزیع بار را از روابط زیر به دست آورد:

W =\frac {1}{4 \pi \epsilon_0} \iiint_V \rho V\operatorname{d}^3 r

یا

W =\frac {\epsilon_0}{2} \iiint_{whole space} E^2 \operatorname{d}^3 r

معادلهٔ پواسون

با ترکیب تعریف پتانسیل الکترواستاتیک با فرم دیفرانسیلی قانون گاوس، رابطه‌ای بین پتانسیل φ و چگالی بار ρ به دست می‌آید:

{\nabla}^2 \phi = - {\rho\over\varepsilon_0}.

این رابطه، همان معادلهٔ پواسون است. در این رابطه، ε۰ گذردهی خلأ است. در غیاب بار الکتریکی، معادله به این صورت در می‌آید:

{\nabla}^2 \phi = 0,

به این معادله، معادلهٔ لاپلاس گفته می‌شود.

کرل E ,پتانسیل الکترو استاتیک

کرل میدان الکتریکی را مستقیما با مشتق گیری از رابطه ی کولمب محاسبه می کنیم:

\vec{\nabla}\times\vec{E} =\vec{\nabla}\times (\frac {1}{4 \pi \epsilon_0} \iiint \frac {\vec r - \vec r '}{\left \| \vec r - \vec r ' \right \|^3} \rho (\vec r ')\, \operatorname{d}^3 r')

با محاسبه ی عبارت بالا می رسیم به:

\vec{\nabla}\times\vec{E} = 0

با اعمال قضیه استوکس به دو طرف رابطه ی بالا می رسیم به:

\oint_C\vec{E}\cdot\mathrm{d}\vec{l}=0

در نتبجه انتگرال خطی E بین دو نقطه مستقل از مسیر است.طبق یک قضیه در آنالیز برداری می‌توان چنین میدان برداری ای را به صورت گرادیان یک تابع اسکالر در نظر گرفت. به این تابع، پتانسیل الکترواستاتیک (که با نام ولتاژ هم شناخته می‌شود) گفته می‌شود. این واقعیت به صورت ریاضی به این شکل نشان داده می‌شود:

\vec{E} = -\vec{\nabla}\phi.

می توان یک نقطه را به عنوان صفر پتانسیل در نظر گرفت و در نتیجه به هر نقطه یک پتانسیل نسبت داد.معمولا صفر پتانسیل را در بی نهایت دور از توزیع بار در نظر می گیرند. پتانسیل الکترواستاتیک در یک نقطه را می‌توان به صورت مقدار کار بر واحد بار که لازم است انجام شود تا بار الکتریکی از نقطه‌ای واقع در بی‌نهایت به آن نقطه آورده شود تعریف کرد.جهت یک میدان الکتریکی،، از نقاط دارای‌پتانسیل،، بالا به نقاط دارای پتانسیل پایین است.

دیورژانس E :قانون گاوس

دیورژانس E :قانون گاوس

قانون گاوس بیان می‌کند که «شار کلّی الکتریکی که از درون یک سطح بسته می‌گذرد با بار کلی الکتریکی که به وسیلهٔ سطح در بر گرفته می‌شود متناسب است».از لحاظ ریاضی این قانون در دو صورت انتگرالی و دیفرانسیلی قابل بیان است: قانون گاوس به شکل انتگرالی :

\oint_S\varepsilon_0\vec{E} \cdot\mathrm{d}\vec{A} =  \int_V\rho\cdot\mathrm{d}V.

به فرم دیفرانسیلی:

\vec{\nabla}\cdot\varepsilon_0\vec{E} = \rho.

در رابطهٔ بالا،\vec{\nabla} \cdotعملگر دیورژانس است. قانون گاوس مستقیما با گرفتن دیورژانس E از قانون کولمب نتیجه می شود و این رابطه دارای "فیزیک" تازه ای نیست

میدان الکتریکی

میدان الکتریکی (دارای واحد ولت بر متر) در یک نقطه به صورت نیرو (بر حسب نیوتون) بر واحد بار (بر حسب کولمب) بر یک بار موجود در آن نقطه تعریف می‌شود.

\vec{F} = q\vec{E}.\,

با توجه به این تعریف و قانون کولمب، نتیجه‌گیری می‌شود که اندازهٔ میدان الکتریکی E که به وسیلهٔ یک بار نقطه‌ای تنها، Q، ایجاد می‌شود از این رابطه به دست می‌آید:

E(\vec r) = \frac{Q}{4\pi\varepsilon_0 r^2}.

مساله ی اصلی الکتروستاتیک اکنون تمام شده است.زیرا رابطه ی بالا میدان ناشی از هر توزیع دلخواه را به دست می دهد.از این جا به بعد کار ما در الکتروستاتیک فرمول بندی منسجم تر و یافتن روابطی برای محاسبه ی راحت تر E است.همه ی فیزیک الکتروستاتیک در قانون کولمب خلاصه شده است.
برای فرمول بندی کلی ریاضی میدان الکتریکی دیورژانس و کرل آن را محاسبه می کنیم:

قانون کولمب

(به مرور زمان و برای راحتی بیان از کولمب به کولن تغییر یافته‌است) معادلهٔ پایهٔ الکترو استاتیک، قانون کولمب است که نیروی بین دو «بار نقطه‌ای» را توصیف می‌کند. اندازهٔ نیروی الکترومغناطیسی بین دو بار الکتریکی نقطه‌ای با حاصلضرب اندازهٔ بارها نسبت مستقیم، و با مربع فاصلهٔ بین دو بار نسبت معکوس دارد:

F = \frac{Q_1Q_2}{4\pi\varepsilon_0 r^2}\,

در رابطهٔ بالا، Q۱ و Q۲ اندازهٔ بارها و r فاصلهٔ بین دو بار بوده و ε۰ ثابتی است که‌«گذردهی‌فضای‌آزاد» نامیده می‌شود، و مقدار آن برابر است با:

 \varepsilon_0 \ \stackrel{\mathrm{def}}{=}\ \frac {1}{\mu_0 {c_0}^2} = 8.854\ 187\ 817\ \times 10^{-12}   برحسب A2s4 kg-1m-3 یا C2N−۱m−2 یا F m−1.

الکترواستاتیک

الکترواستاتیک به شاخه‌ای از علم فیزیک گویند که به مطالعه بارهای الکتریکی و نیروهای بین آن ها در حالتی که بار چشمه بدون حرکت است می‌پردازد.بنابراین باری که بر آن نیرو وارد می شود می تواند حرکت کند.

 

فرآیند توليد انرژی در ستارگان

احتمالا اکثر ما انسانها به دليل کنجکاوی ذاتی خود هنگام شب به آسمان نگاه کرده ايم و ستارگان بسیار زیادی که مانند اکلیل هایی که بر پرده سیاهی پاشیده شده باشند و با درخشش خود حکومت مطلق تاریکی را ازبین برده و توجه ما را حتی برای لحظه ی هم که شده به خود جلب می کنند ،البته درخشندگی اکلیل ناشی ازانعکاس نوراست در صورتی که ستارگان خود تولید کننده نور هستند و درخشندگی ذاتی دارند همچنین آتش هم که به وسیله ی سوختن تولید می شود نور تولید میکند و می درخشد و در اصل موضوع مورد نظر اینست که ستارگان چگونه انرژی لازم برای این مدت طولانی درخشیدن را تولید می کنند وآیا خورشید با سوزاندن تمام هیدروژن خود میتوانست انرژی لازم خود را تا امروز که حدود 4میلیارد سال از عمر آن می گذرد تامین کند و در این مقاله به چگونه تولید انرژی در ستارگان می پردازیم.

ادامه نوشته

ابرنواختر

ابرنواختر یک انفجار کیهانی است که ناشی از مرگ یک ستاره می باشد که در طبیعت به دو صورت رخ می دهد (مشاهده شده)، که به نوع یک I و نوع II معروف هستند.

دسته بندی قدیمی بر اساس وجود داشتن خطوط هیدروژن در طیف ابرنو اختران بوده که در نوع یک این خطوط مشاهده نمی شد و لی در نوع دوم این خطوط مشاهده می شد اما حالا بر اساس نوع شکل گیری یک انفجار است که در این روش نوع یک از یک دستگاه مزدوج ستاره ای که یکی از این دوستاره (ستاره پر جرم تر) زود تر به مراحل پایانی عمر خود رسیده و تبدیل به کوتوله سفیدی می شود که جرم همدم خود را می رباید و نوع دو یک ستاره پرجرم که پایان عمر خود را سپری می کند. آهنگ رخداد ابرنواختر در کهکشان تقریبا هر صد سال یکباراست که در این هزاره در کهکشان ما (راه شیری) فقط یک عدد مشاهده شدهاست.

فضا چه بویی دارد؟

فضانوردانی كه در پیاده روی های فضایی شركت داشته‌اند، همیشه از بوی به شدت عجیب فضا سخن می گویند.

بوی فضا

این بو تنها زمانی قابل شناسایی بوده كه فضانوردان درون محیط فضایی قرار می‌گرفتند چرا كه درون لباس فضایی از یك بوی پلاستیك برخوردار است. اما در زمان ورود به ایستگاه فضایی بین المللی و برداشتن كلاهها، آنها یك بوی متمایز قوی از مرز نهایی را استنشاق می‌كردند كه از لباس، كلاه، دستكش و ابزار آنها استشمام می‌شد.

ذرات مهاجر از خلأ نزدیک كه احتمالا اتم اكسیژن هستند، از عطر تند استیک خشکیده، فلز داغ و گازهای جوشکاری برخوردارند.

استیون پیرس، شیمیدان ناسا كه برای بازسازی بوی فضا در زمین برای اهداف تمرینی فضانوردان استخدام شده، اظهار كرد كه جنبه فلزی این بو احتمالا از ارتعاشات پرانرژی یونها ننشان گرفته است..

كوین فورد، فضانورد ناسا در سال 2009 از مدار گفت: این بو مانند چیزی است كه تاكنون استنشاق نكرده‌ام اما هیچگاه از یاد نخواهم برد.

اما فضانوردان لزوما از این بو ناراحت نمی‌شوند. دون پتیت، فضانورد ناسا پس از ماموریتی در سال 2003، آنرا به این شكل توصیف كرد: توصیف این بو سخت است. مطمئنا معادل بویایی برای توصیف احساسات ذائقه در مواجهه با غذاهای جدید مانند «مزه شبیه به مرغ» نیست. بهترین توصیف برای این بو كه من دریافت كرده‌ام، بوی فلز است، یك حس دلپذیر شیرین فلزی. این بو من را یاد تابستانهای دانشجویی می‌اندازد كه ساعات بسیاری را با یك مشعل كمان جوشكاری برای تعیمر تجهیزات سنگین می‌گذراندم. این بو مرا یاد گازهای جوشكاری می‌اندازد. این بوی فضا است.

بوی درون ایستگاه فضایی بین المللی بیشتر شبیه به زمین است. پتیت كه اخیرا از دومین ماموریت شش ماهه خود در ایستگاه بازگشته، در گفت‌وگو با اسپیس اظهار كرد: ایستگاه فضایی از بویی میان یك دستگاه-فروشگاه-موتور-اتاق-آزمایشگاه برخوردار است و در زمانی كه برای شام غذا درست كرده و یك كیسه خورشت را باز می‌كنید، می‌توان تا حدی بوی یك رست بیف را احساس كرد.